خانواده سبز

آداب و رسوم محلی در استان خراسان شمالی

استان خراسان شمالي يكي از جديد ترين استان هاي ايران است كه از تجزيه استان بزرگ خراسان (سابق) به وجود آمده است. اين منطقه؛ شش شهرستان با نام هاي بجنورد جاجرم, اسفراين, فاروج, شيروان, مانه وسملقان را دربرمي گيرد. مركزاين استان؛شهربجنورد است كه در مركز استان واقع شده است. كشاورزی اين ناحيه از شرايط مساعدی برخوردار بوده و در برخي نقاط چون شهرستان اسفراين حالتي نيمه صنعتي دارد.

استان خراسان شمالي از جاذبه هاي طبيعي و تاريخي با ارزشي برخوردار است كه بيش ترين آن هادر شهرستان اسفراين قرار گرفته و شامل قلعه هاي متعدد, امام زاده ها و شهرهاي تاريخي مي شود. شهرستان هاي شيروان و بجنورد نيز در برگيرنده جاذبه هاي متعددتاريخي و طبيعي هستند و اين منطقه را ازارزش هاي جهانگردي خاص خود برخوردار نموده است خراسان شمالی را اگر "گنجینه فرهنگ ها" لقب دهیم؛ گزافه گویی نکرده ایم.

وجود قومیت های گوناگون کرمانج، فارس(تات)، ترک، ترکمن، کرد و اقلیت های بلوچ، عرب، لر و ترک ها با همه ویژگی های فرهنگی خاص خود شان سبب شده لقب "گنجینه فرهنگ ها" برازنده این خطه با اهمیت از جمهوری اسلامی ایران باشد. جاذبه های فرهنگی استان خراسان شمالی امروزه به یکی از مهم ترین ابزارهای منطقه جهت جلب گردشگران مختلف ایرانی و خارجی تبدیل شده است. صنایع دستی استان خراسان شمالی که توسط قوم های گوناگون این خطه ساخته می شوند؛ هر یک از ویژگی ها ی منحصر به خود برخوردار است. موسیقی استان خراسان شمالی نیز مخلوطی از نواهای گوناگون همراه با اشعار زیبای محلی است که برای گردشگران شنیدنی و دیدنی است. لباس های محلی هر یک از اقوام یاد شده نیز از دیگر جاذبه های فرهنگی استان خراسان شمالی به شمار می آیند. قوم های ترکمن، کرد،بلوچ، لر و عرب هر یک دارای ویژگی های فرهنگی، صنایع دستی، لباس های سنتی و موسیقی خاص خود است و همین گوناگونی؛ خراسان شمالی را به گنجینه زیبای فرهنگ ها و جاذبه های فرهنگی تبدیل کرده است گردشگران فرهنگی استان خراسان شمالی با یک سفر به این منطقه با چندین قوم و خصیصه های فرهنگی اقوام مختلف آشنا خواهند شد.

Image 

غذا از مهم ترين عناصر دخيل در صنعت گردشگری است. جاذبه های غذایی به حدی است که می تواند علاوه بر رفع نياز انسان به انرژی، انگيزه ای باشد برای عزيمت به نقطه ای دور جهت برخورداری از تجربه ای لذت بخش استان خراسان شمالی نیز از غذاهای خاص خود برخوردار است. در این استان علاوه بر تمام غذاهای ایرانی چون چلوکباب، قورمه سبزی و انواع کباب گوشت؛ غذاهای مخصوص و محلی استان تهیه می شوند.

انواع آش های محلی، اماج کماج، عقیقه، انواع پلوهای محلی و انواع شیرینی های و دسرها در شهرهای مختلف استان خراسان شمالی تهیه می شوند. اماج كماج؛ غذایی است که اعتقادات مذهبی در آن دخالت عمیقی دارند. این غذا به نام ام البنين مادر گرامی حضرت ابولفضل (ع) درست می شود و مناسبت آن شفای بيمار، سلامتی مسافر، ادای قرض و... است. نحوه طبخ این غذا به این گونه است كه خانمی كه نذر دارد به اتفاق چند نفر از آشنايان در عصر روز دوشنبه ظرفی را در دست گرفته و درب خانه ها را می زند و هر كس مقداری آرد، حبوبات، روغن و.. به آن ها می دهد. سپس آن ها را روی سفره تميزی در اتاق قرار می دهند و يک چراغ هم روشن می كنند ونمی گذارند كسی تا صبح وارد اتاق شود. صبح روز سه شنبه در هنگام طلوع آفتاب هفت شمع روشن می كنند و يک زن متدين وارد اتاق می شود، دو ركعت نماز به نيت حضرت عباس (ع) می خواند، سپس زنی كه خود ادای نذر كرده با چند نفر ديگر وارد اتاق می شوند، بعد آرد ها را خمير كرده و به صورت نان فطير می پزند ومواد ديگری به آن اضافه می كنند كه به آن كماج می گويند. مقداری از آرد را با روغن و كمی زعفران مخلوط می كنند و به صورت دانه های كوچک در می آورند كه به آن اماج می گويند. هنگامی كه اماج آماده شد، نخود و لوبيا و عدس و تره و برگ چغندر را در ظرفی پخته و اماج نيز به آن ها اضافه می كنند وآن را با شاخه نازک به هم می زنند هنگام ظهر سفره چيده می شود به طوری كه فطير كماج را تكه تكه كرده و با آجيل و كشمش مخلوط كرده و روی سفره می گذارند و شمع هم روشن می كنند و بعد از خواندن روضه، آش بين مهمان ها تقسيم می شود.

 Image

 جاذبه های اجتماعی استان خراسان شمالی بخش مهمی از دیدنی های این منطقه را تشکیل می دهند. استان خراسان شمالی از نظر اجتماعی یک دست نبوده و محل زندگی اقوام گوناگون است. قومیت های مختلفی در استان خراسان شمالی زندگی می کنند که از جمله آن ها می توان: قوم های کرمانج، تات، ترک، ترکمن، کرد، اقلیت های بلوچ، عرب، لر و فارس های مهاجر را نام برد. وجود قومیت های گوناگون و فرهنگ های متنوع سبب به وجود آمدن تنوع بسیاری در جاذبه های اجتماعی این سرزمین شده به طوری که هر یک از اقوام یاد شده دارای آداب و رسوم، جشن ها، آیین های گوناگون و مراسم ها و غذاهای محلی خاص خود هستند. لباس های محلی و رنگارنگ اقوام مختلف، شیوه ییلاق و قشلاق عشایر استان خراسان شمالی و آداب و رسوم خاص آن ها همواره برای بازدیدکنندگان و گردشگران اجتماعی جذاب و دیدنی است. جشن ها و آیین های محلی که بر اساس آداب و رسوم هر یک از اقوام در این استان برگزار می شوند؛ از دیگر جاذبه های اجتماعی منطقه به شمار می آیند و در کنار غذاها و خوراکی های لذیذ این دیار؛ نقش مهم و قابل توجهی را در جلب رضایت گردشگران ایفا می کنند.

مردم استان خراسان شمالی دارای نژاد آریایی بوده و اقوام مختلفی که در این استان زندگی می کنند همگی ریشه آریایی داشته و نژاد واحدی دارند. كردها، ترک ها، لرها، عرب ها و بلوچ ها هریک در حفظ آداب و رسوم خود كوشا بوده و آداب و رسوم خاص خود را رعایت می کنند در استان خراسان شمالی خانواده از پدر و مادر و فرزندان تشكيل شده است و در بعضی از خانواده ها پدر و مادر بزرگ نيز همراه بچه ها و نوه های خود زندگی می كنند. ساختار خانواده ها بر پدرسالاری استوار است و تصمیم نهایی را پدر یا پسر بزرگ خانواده می گیرد. در ایلات و طوایف استان خراسان شمالی زنان دارای نقش موثر و مفیدی هستند.

در این استان مراسم سوگواری که به سوگواری های عمومی و خصوصی تقسیم می شوند از آداب و رسوم خاص خود برخوردارند. سوگواری های عمومی از دهه اول ماه محرم آغاز شده و تا آخر ماه صفر با آیین های مخصوص ادامه دارند. مراسم های سوگواری های خصوصی نیز از سه روز تا چهل روز متغیر بوده و بنا بر فرهنگ قومیتی از آداب مختلفی برخوردار است. در تاريخ فرهنگ و تمدن ايرانی، جشن‌ها و روزهای عيد، ريشه در تاريخ افسانه‌ای ايران باستان يعنی سلسله پيشدادی دارند.

جشن ها و آیین های استان خراسان شمالی به جشن های مذهبی، ملی و محلی تقسیم می شوند. جشن های بزرگ مذهبی در استان خراسان شامل: جشن ميلاد حضرت محمد (ص)جشن ميلاد حضرت فاطمه (س) (روز مادر)جشن ميلاد حضرت على (ع)( روز پدر)، جشن های بزرگ نيمه شعبان، روز ميلاد حضرت امام زمان (عج )، مراسم های آغاز ماه مبارک رمضان و آداب گرفتن روزه، جشن بزرگ عيد فطر و عيد قربان، جشن بزرگ غدير خم و تعیین حضرت امام علی(ع) به جانشينی حضرت رسول الله(ص)، جشن بزرگ بعثت حضرت محمد (ص) و جشن ميلاد ديگر امامان معصوم (ع) از جمله جشن های مذهبی مهم استان خراسان شمالی به شمار می آيند در میان جشن های ملی؛ جشن های ویژه عید نوروز مهم ترین و بزرگ ترین جشن ها به شمار می آیند.

نخستين جشن ايرانی به نام نوروز از زمان پادشاهی جمشيد مرسوم شد و در زمان های بعد، جشن‌ها و آيين‌های ديگری چون تيرگان، مهرگان، سده و غيره در فرهنگ ايران پديد آمدند. اعياد ملی، مذهبی و محلی در استان خراسان شمالی بر حسب کیش و آیین هر یک از اقوام نزد آن ها پاس داشته می شوند. ترکمن ها عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز نامیدند. ترکمن ها دراین روزها با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند: نوروز کجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می دهند. در ایام نوروز مسابقات مختلفی در بین ترکمن ها برگزار می شود که می توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، خروس جنگی،شاخ زنی میش ها، شطرنج بازی، مهره بازی،تاب بازی اشاره نمود. ضمن آن که دید و بازدید در ایام نوروز در میان مردم ترکمن از جایگاه و منزلت خاصی برخورداراست .


برچسب‌ها: آداب و رسوم, شهر, روستا, خراسان, بجنورد
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

آداب و رسوم سنتی نيشابور

برخي آداب و رسوم سنتی (قدیمی) نيشابور؛

 

 

سيزده بدر

در اين روز هر كس به اتفاق خانواده ي خود با فاميل به دامنه ي كوه ها و دشتهاي سرسبز و نقاط زيبا و ييلاقي ميرود. جوانان در اين روز با هم كشتي مي گيرند و زنان دور هم جمع مي شوند و شادي مي كنند.

 

مراسم ازداواج

بين مراسم شهر و روستا تفاوت بسيار است كه در اين مجال به اختصار به آداب و رسوم نقاط روستايي اشاره مي گردد

 
  • همسر گزيني؛ پدر و مادر براي پسر خود دختري را انتخاب مي كنند و به پسر خود معرفي مي نمايند كه اغلب بدون مخالفت پسر وارد مرحله ي خواستگاري مي شوند. امروزه انتخاب پسر و دختر نيز از اركان همسر گزيني است.
  • خواستگاري؛ مادر با مشورت پدر به خواستگاري دختر مي رود و چنانچه رضايت خانواده ي دختر را جلب كنند، پدر و مادر پسر با نزديكان و اقوام به خواستگاري مي روند و به همراه خويش روسري، مقداري قند و انگشتر مي برند.
  • نامزدي؛ در مدت نامزدي، خانواده ي پسر در روزهاي عيد مقداري گوشت، برنج و پارچه براي خانواده دختر مي فرستند و خانواده ي دختر آنها را دعوت مي كنند در اين مدت دختر و پسر همديگر را ملاقات مي كنند.
  • عقد كنان؛ روز عقد كنان، خانواده ي پسر، وسايل خوراكي و مقداري لباس براي خانواده ي عروس مي فرستند و پدر پسر، حمامي و زن حمامي را براي دعوت مردان و زنان نزد خانواده عروس براي دعوت به صرف شام يا ناهار مي فرستند و دعوت شدگان مقداري قند يا شيريني به حمامي و زن او مي دهند و بعد از صرف غذا، ملا يا آخوند دختر را عقد مي نمايد. مهريه ي دختر، آب، زمين و گوسفند است.
  • عروسي؛ عروسي معمولا دو شبانه روز به طول مي انجامد. روز اول پدر داماد و اقوام و فاميل را به خانه ي خويش دعوت مي نمايد و داماد نيز بر تختي كنار مجلس مي نشيند و هر يك از مدعوين پول يا گوسفند به داماد هديه مي كند. روز بعد زن سلماني سر و صورت عروس را آرايش مي نمايد. لباس هاي داماد رااز خانه ي عروس و لباسهاي عروس را از خانه ي داماد با ساز و دهل به حمام مي برند و آنها را با لباس هاي نو به خانه بر مي گردانند.
  • عروس بردن؛ هنگام عروس كشاني، يكي از زنان فاميل داماد وسيله اي را از خانواده ي عروس كه به آن «عقل عروس» مي گويند برمي دارد و در خانه ي داماد آنرا به عروس مي دهد. عروس را بر اسبي سوار مي كنند و افسار اسب را دايي يا پسر عمو يا برادر عروس مي كشد و تا خانه ي داماد او را همراهي مي كند. چند زن نيز با عروس به خانه ي داماد ميروند و يك الي دو شب آنجا مي مانند. عروس را با ساز و دهل به خانه ي داماد مي برند. جلو خانه ي داماد عروس پاانداز طلب مي كند و تا پاانداز به او ندهند وارد خانه نمي شود. مادر يا پدر يا برادر داماد، گوسفند يا هديه اي ديگر به عروس مي دهد تا وارد شود. رنگ لباس عروس سفيد و محل حجله گاه، خانه ي داماد است. مادر عروس يك روز بعد از عروسي به افرادي كه به داماد هدايايي دادند يك دستمال و مقداري شيريني مي دهد. پدر عروس بعد از سه روز از عروسي يكي از فاميل يا برادر عروس را به خانه داماد مي فرستد و عروس و داماد را به خانه ي خود دعوت مي كند و گوسفند يا قطعه زميني را به آنها هديه مي دهد.

 

شب يلدا

در اين شب مردم معمولا به خانه ي بزرگترها مي روند و تا نيمه ي شب مي نشينند. ميزبان گوسفندي را ذبح نموده و از ميهمانان پذيرايي مي نمايد. مردم در حد امكان در شب يلدا هندوانه مي خورند و معتقدند كه هر كس در اين شب هندوانه بخورد تابستان، زياد تشنه نمي شود.

 

مراسم ماه محرم و صفر

در روز عاشورا مردم در قالب هئيت هاي عزاداري ضمن انجام مراسم ويژه به تهيه و پخت غذا كه اغلب حليم است مبادرت مي ورزند. در اين روز علم ها را از مساجد بيرون مي آورند. در روستاهاي اسحاق آباد و كليدر، بار و بسياري از نقاط ديگر نيشابور، نمايش شبيه خواني برگزار مي شود. در اين نمايش مذهبي گروههاي شبيه خوان با حركات و خواندن ابيات مناسب، نوحه خواني مي كنند و ماجراي ظهر عاشورا را عينا بازسازي مي كنند. در روستاها، در بدو ورود هيئت هاي عزاداري به مدخل روستا، عده اي از عزاداران علم به دست در حالي كه علم ويژه ي عزاداري، پيشاپيش آنها برده مي شود به پيشواز آنان مي آيند و به اصطلاح به هم سلام مي گويند و آنها را به ميدان اصلي ده راهنمايي مي كنند. پس از گرد آمدن همه ي گروهها در ميدان اصلي نخل را بر مي دارند و دسته جمعي به سوي امامزاده ي روستا روانه مي شوند. پس از مراجعت از مزار، گروهها بر حسب روستا، دسته دسته به صرف ناهار فراخوانده مي شوند. مخارج تهيه ي حليم نيز توسط افراد خيّر تامين مي شود. در شهر نيشابور دسته هاي گوناگون عزادار در قالب هيئت هاي مختلف و گاهي با حركت دادن علمات از گوشه و كنار شهر به خيابان اصلي آمده و در طول آن به حركت و عزاداري مي پردازند. در اين مراسم كه معمولا در مسجد جامع به پايان مي يابد اشعاري درباره ي مظلوميت امام حسين(ع) و يارانش خوانده مي شود. در روز اربعين حسيني نيز مراسم عزاداري و روضه خواني در داخل مساجد و منازل برپا مي شود. عده اي از زنان صبح اربعين شله زرد را كه از شب قبل آماده كرده اند بين همسايه ها و آشنايان تقسيم مي كنند. مراسم عزاداري در مساجد، حسينيه ها ومنازل در روزهاي وفات حضرت پيامبر(ص) وفات حضرت فاطمه(س)، شهادت حضرت علي ضمن اجراي مراسم احياي نوزدهم و بيست و يكم و بيست و سوم ماه مبارك رمضان و ساير روزهاي وفات يا شهادت ساير امامان معصوم(ع) و بزرگان دين با احترام خاصي برگزار مي گردد.

 

تمناي باران و مراسم چوله قزك

با توجه به اين كه كشاورزي و دامداري در اغلب نقاط نيشابور اساس زندگي معيشتي مردم را تشكيل مي دهد و آب، به عنوان محور توليد در اين مناطق نقش حياتي دارد، در موارد كمبود آب و نزولات جوي جهت نزول باران در برخي نقاط شهرستان مردم دعا نوشته و به شاخه هاي درختان مي بندند و يا زنان آش بي بي فاطمه مي پزند و بين همسايه ها پخش مي كنند و در برخي مناطق نيز مردم سه روز متوالي روزه مي گيرند و در آخرين روز به صحرايي مي روند و از خدا دسته جمعي طلب باران مي كنند. در مراسم چوله قزك نيز گروهي از كودكان در روستا، مترسكي مي سازند و به آن پارچه هايي الوان و لباسهايي بلند مي پوشانند و در كوچه هاي ده راه مي افتند و مي خوانند؛

 

چوله قزك باران كن

بارون بي پايـان كن

گندم به زير خـــاكه

از تشنگي هــلاكه

بزغاله شير ميــــه

چپو پنير ميـــــــــه

 

سپس به درب منازل مي روند و اهل خانه مقداري شيريني و يا پول به آنها مي دهند و گاهي مقداري آب هم روي بچه ها مي پاشند.

 

مراسم فوت

 نزديكان متوفي اغلب به وسيله ي گفتن اذان و لا اله الا الله، همسايگان را جهت تشييع جنازه دعوت مي نمايند. قبل از دفن ميت، او را رو به قبله مي خوابانند و به آرامي چشم هاي وي را مي بندند، دست ها را به پهلو مي خوابانند و دو شصت انگشت پا را به وسيله ي تكه اي پارچه به هم مي بندند. بهتر اين است هر چه سريع تر قرآن خوان شروع به تلاوت قرآن كند و در ميان آن از بقيه بخواهد صلوات بفرستنند و براي ميت فاتحه بخوانند. در اغلب نقاط شهري و روستايي، مرده ها را در غســـال خانه مي شويند چوب زير بغل نيز دعانويسي شده و آماده است تا پس از شست وشوي ميت آن را زير بغل وي قرار دهند، نيز بر هفت محل سجده گاه وي بر مبناي سنت ديني كافور مي مالند و با احترام وي را كفن مي پوشانند جنازه برروي يك نردبان يا تابوت روباز تشييع مي شود و حاضرين لا اله الا الله گويان وي را به سوي قبرستان مي برند. در جلو گروه تشييع كننده يك نفر ظرفي پر از خرما يا حلوا حمل مي كند و در قبرستان بر روي قبر مي گذارند. هر يك از حاضرين با بيل مقداري خاك در قبر مي ريزند و بيل را وارونه به زمين مي اندازند تا نفر بعدي الي آخر. همچنين ميت را تا حد امكان شب دفن نمي كنند و مي گويند: نور ستاره نبايد داخل قبر بتابد، باران نبايد داخل قبر بريزد. مراسم ختم و يادبود در روزهاي سوم و هفتم ، چهلم و سال برگزار مي شود. در روزهاي يادشده قرآن خواني صرف غذا و رفتن به سر مزار برنامه ي كلي است. در شهر نيشابور در روزهاي ختم، حليم مي پزند و از شركت كنندگان در مراسم پذيرايي مي شود. پس از مراسم چهلم عده اي از نزديكان با به همراه آوردن پيراهني براي مرد منزل و يك روسري و يا حتي يك پيراهن ]لزوما لباسهاي اهدايي بايد رنگي روشن داشته باشند[ براي زن منزل به نزد ايشان رفته و با دلداري دادن آنها، لباس هاي مشكي را از تن شان در مي آورند تا از عزا در آيند.

 

روز عرفه

به روز عرفه، «روز علفه» نيز مي گويند. علفه دو روز مي باشد؛

1-      علفه ي كهن، آخرين روز سال مي باشد كه مردم به قبرستان مي روند و براي آمرزش اموات خود فاتحه مي خوانند.

2-      علفه ي نو، روز اول سال نو مي باشد كه مردم به مساجد مي روند قرآن مي خوانند بعد هم به خانه ي خود برگشته و به ديدن بزرگترها مي روند.

 

مراسم ختنه سوران

از مراسم معمول و متداول در اين شهرستان مراسم ختنه سوران پسران در سنين 4 يا 5 سالگي است كه دعوت كننده حمامي بوده و در اغلب روستاها روز ختنه سوران پسر را حمام مي برند. چشم هايش را سرمه مي كشند و لباس نو بر تنش مي پوشانند و در خانه اي كه همه جمع اند اسپند دود مي كنند و دهل وسرنا مي زنند و پسر را به تيغ سلماني مي سپارند. اين رسم در گذشته بسيار پرشور و آييني بوده كه البته در نقاط شهري به ندرت برگزار مي شود. از مراسم خاص اين منطقه آن است كه به ختنه شونده - براي اينكه برايش مشغوليت ذهني ايجاد نمايند - مي سپارند كه سيلي محكمي به گوش سلماني بزند و برحسب سنگيني دست وي و ثروت خانواده اش به سلماني انعام مي دهند و هنگام ختنه، دهان پسر را كه از درد داد مي كشد از شيريني و نقل و نبات پر مي كنند و پسر را هديه هاي زياد نثار مي كنند.

 

چهارشنيه سوري

جشن ويژه ي آخرين چهارشنيه سال مي باشد كه در اين روز دخترها و پسرها، كوزه ي آبي را از پشت بام خانه ي خود به داخل كوچه پرتاب مي كنند و معتقدند كه هر كس در اين روز كوزه آبي بشكند روز قيامت يك كوزه ي آب به او خواهند داد و بدين صورت بلاها نيز از خانه دور مي شوند. مردان روستا در اين روز به تير اندازي مي پرداختند و اهالي روستا بيرون از ده آتشي روشن مي كردند و از روي آن مي پريدند، هنگام پريدن از آتش خطاب به آتش مي گفتند: «زردي من از تو، سرخي تو از من»

 

مراسم تولد

ماما يا دايه، وظيفه ي مراقبت از زائو و نوزاد، از بدو تولد تا چهل روز بعد را بر عهده دارد. به عنوان اولين اقدامات براي سلامتي زائو و نوزاد، زير سر زائو، خنجر، قرآن و سوزن و ... قرار مي دهند و حتي به گوشه يقه ي پيراهنش يك سنجاق آويزان مي كنند. اين اشيا از جهت دفع آل گذاشته مي شوند چرا كه معتقدند اگر آل بياييد جگر زائو را با خود مي برد و در خاكستر قرار مي دهد و يا جگر زائو را به آب مي زند. دايه پس از قطع ناف اضافي نوزاد، آن را زير خاك دفن مي كند و بر محل زخم، روغن گوسفند مي مالد. در نيشابور اعتقاد بر اين است كه اگر ناف اضافي را زير درخت سيب قرار دهند فرزند زيبا مي شود. مراسم نام گذاري معمولا در روز دهم انجام مي شود، نام نوزاد را معمولا به چند روش انتخاب مي كنند: يا انتخاب اسم از روي قرآن كريم يا انتخاب قبلي يا نام آبا و اجداد وي و يا اگر روزهاي تولد مصادف با مراسم يا دهه ي عاشورا، عيدقربان و ساير روزهاي خاص مذهبي و ... باشد نام نوزاد را به احترام بزرگان دين و نيز همراهي با مراسم مذهبي: حسين، زينب، قربان، حاجي و... مي گذارند. در روز دهم اذان و اقامه در گوش نوزاد مي گويند و هر كدام از بستگان هديه و پول بر بالين نوزاد قرار مي دهند.

 

جشن سده

اين جشن دل انگيز و كهن در شبهاي يازدهم و دوازدهم و سيزدهم بهمن ماه برگزار مي گردد. در غروب روز دهم بهمن ساكنان ده بر بلندترين بام خانه خود مي روند و بوته هاي صحرائي را به طرز خاصي برروي هم مي چينند. به محض اينكه آفتاب در پس افق پنهان شد و تاريكي همه جا را فرا گرفت بزرگ خانواده، آتش به بوته ها مي زند.  همين كه شعله آتش به هوا برخاست، فرياد شادي از حلقوم اهل خانه به هوا بر مي خيزد، شعله آتش تا ارتفاع زيادي به هوا صعود مي كند، باد شعله ها را در هم مي پيچد و بوته ها با صداي مخصوص مي سوزند و صداي جرقه آنها، زن و مرد و كودك را كه به دور آتش حلقه زده اند به وجد و سرور مي آورد، ولوله و هياهو در ده مي پيچد، جوانان نيز از بيابان توده هاي هيزم فراهم آورده آتش مي زنند با اوج گرفتن شعله هاي آتش به دور آن مي چرخند و مي رقصند و همه با هم پيرامون آتش پاي كوبي و جست و خيز مي كنند و اين شعر را كه در حقيقت سرود سده است با آهنگ مخصوص مي خوانند:

آي سده، سده، سده

صد به غله، پنجه به نوروز

آي سده، سده، سده

صد به غله، پنجه به نوروز

زنون بي شو ، چله بدرشو

زنون شو دار، به غم گرفتار

صد به غله، پنجه به نوروز

دخترن دخنه، د فكر جمه، نوروز بي يمه

صد به غله، پنجه به نوروز

دخترن دخنه، برشو منله

آي صد به غله، پنجه به نوروز

سده در پشت دار، بميرن غله دار

صد به غله، پنجه به نوروز

ده سده ما، ميشود د گله ما


برچسب‌ها: آداب و رسوم, شهر, نیشابور
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

آداب و رسوم روستاي خان آباد

 

آداب و رسومی که در گذشته در روستا با تشریفات خاصی انجام می شده اما متاسفانه با گذشت زمان برخی از آنها از خاطرها رفته اند و شاید کمتر کسی یاد و خاطره ایی از آنها  در ذهنش داشته باشد اما برخی نیز با کمی تغییر در نحوه برگزاری همچنان بر قوت خود باقی اند و هر ساله اجرا می شوند .


 از زیبا ترین مراسمها جشن  هایی است که در عروسی ها برگزار می شود :

مقدمه :

خانواده هسته اصلی جامعه انسانی است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد یک خانواده و یک واحد جدید اجتماع می باشد .به همین سبب پیوند دوتن همیشه و در همه جا از حرمت و اهمیت خاصی بر خوردار بوده است. عروسی بزرگترین و پر هیجان ترین مراسمی است که در طول زندگی یک فرد بر گزار می شود و در شمار مراسم همه گیر جامعه است.
مراسم عروسی در حقیقت جشن ورود یک زوج به مرحله ای از زندگی است که در آن عملا" صاحب مسئولیتهای کامل اجتماعی می شوند. در روستا ها و شهرهای کوچک معمولا" همه افراد در مراسم عروسی شرکت می کنند. و حتی اگر در مراسم خاص آن مانند عقد کنان ، عده خاصی دعوت شده باشند، بازهم قسمتهایی است که عمومیت دارد. در شهرهای بزرگ  که شرایط و مقتضیات خاص، پیوند ها ی خویشاوندی، طایفه ای و محلی را نسبتا" سست کرده است، باز هم، عروسی در یک محدودة معین و کوچکتری نسبت به روستا همه را به خود می کشد و شور و شوقی بر می انگیزد .

جشن نامزدی (بله برون) :  بعد از انتخاب یكی از دختران آبادی توسط پسر یك خانواده، برای ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود می‌رساند و مادر نیز به پدر خانواده اطلاع می‌دهد و پس از مشورت، در صورت نظر مثبت، معمولاً مادر خانواده و یكی از افراد فامیل (عمه یا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاری را عنوان می‌كنند در صورت نظر مثبت، مادر دختر، جمله هرچه قسمت باشد همان می‌شود را می‌گوید و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع سایر اعضاء خانواده خویش می‌رسانند و در شبی كه قبلاً برای مراسم خواستگاری رسمی تعیین شده است افرادی از خانواده پسر به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و تعارفات، از طرف بزرگ خانواده ، موضوع خواستگاری را مجدداً به پدر دختر می‌گویند و جمله «شما چه صلاح می‌دانید» را اضافه می‌كنند. معمولاً پدر دختر برای گفتن نظر مثبت یا منفی، چند روز برای مشورت با افراد فامیل مهلت می‌خواهد. در صورتی كه نظر پدر خانواده منفی بود، پیغامی از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده می‌شود، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده می‌شود و آنها در شبی با جعبه شیرینی  و یک حلقه به خانه دختر می‌روند و بعد از احوالپرسی و مبارك باد گفتن، زنان هلهله می‌كنند و شیرینی بین حاضرین پخش می‌نمایند و مراسم شیرینی خوران برقرار می‌شود و جشن مختصری برگزار می شود . به تمام مراسم فوق بله‌برون  گفته می‌شود. البته در این شب کلیه قرار مدار (مهر و خرج )عروسی گذاشته می شود . 

 جشن عقد :جشن عقد معمولا مفصل برگزار می شود و بعد از طی مراحل عقد در تاریخی که معمولا شب بله برون  تعیین شده جشن مفصلی برگزار می شود .جشن عقد به این صورت است که :معمولا جشن بعد اظهر برگزار می شود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به  همرا داماد به منزل عروس خانم می روند و شروع به جشن و پایکوبی می کنند همچنین در این مراسم  معمولا مهمانان به عروس و داماد کادو هدیه می دهند .

 جشن حنا دزده: شب حنا دزده دوشب مانده به شب عروسی است  و به این صورت است که  گروهی از جوانان خانواده عروس در آخر شب به خانه داماد می آیند و به صورت  پنهانی حنا به دست داماد می گیرند و پایکوبی می کنند .

 

                                       جشن حنادزده داوود حیدری

 

جشن حنا آشکاره : حنا آشکاره یا حنا بندان  شب قبل از عروسی است که این جشن در منزل در مادر  عروس برگزار می شود و  بعد از صرف شام   خانواده عروس مجمه های حنا را که به صورت های مختلف تزئین شده همرا با کل کشیدن  به خانه داماد می آورند و دست داماد و عروس را حنا می گیرند و شروع به پایکوبی می کنند در آخر شب نیز برخی از جوانان طرفین عروسی به خانه داماد می روند و شام گلین می خورند .

 

جشن عروسی: جشن عروسی پایان سلسله جشن های عروسی است و شروع زندگی مشترک  این جشن در منزل داماد برگزار می شود و هزینه های آن بر دوش خانواده داماد است و به این صورت است که روز قبل از شب عروسی عروس و داماد با تشریفات خاصی به حمام می روند وبعد از آن هر دوی آنها به آرایشگاه می روند بعد از اتمام کار های آرایشگاه  داماد با ماشینی که تزئین شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش می برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا   همراه با نواختن ساز و دوهل یا ساز های دیگر   در حیاط منزل داماد پایکوبی می کنند و داماد نیز بالای پشت بام رفته و میوه و شیرینی بین جمعیت پرتاب می کند   و در انتهای این مراسم  عروس به منزل می رود و جشن شروع می شود که تا آخر شب ادامه دارد .

 

 جشن پا تختی : فردای شب عروسی  خانم های خانواده عروس ناهار درست کرده و به خانه عروس می روند و بعد از صرف ناهار جشن می گیرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس کادو می دهند .       

 


 کوله مرجان-ناقالی(جشن سده) :

                                                     

جهت مشاهده عکس بزرگتر کليک کنيد

جهت مشاهده عکس در سايز بزرگتر روي آن کليک کنيد

شامگاه چهلمین روز پس از جشن شب چله،در چله­ی زمستان، جشن ناقالي «کردعلي کوه» «سَدَه» یا «سده سوزی» برگزار می­شود.در روستاي خان آباد جشن سده يا همان جشن ناقالي يا چار چار ناقالي از ديرباز برگزار ميشده اهالي روستاي خان آباد بر اين باورند که سرماي زمستان در اين هشت روز که برابر با چهار روز آخر چله بزرگه و چهار روز اول چله کوچيکه مي باشد به اوج خود ميرسد و بعد از پايان اين هشت روز زمين نفس ميکشد و زندگي را از سر ميگيرد.لذا به همين مناسبت جشن ميگيرند و با آتش زدن مترسکی کریح و زشت به نام کوله مرجان که نماد چیره شدن نور بر ظلمت و سیاهی می باشد ميگويند:« ناقالي گنه گنه چهل رفته پنجا مانه» کشاورزان و باغداران نیز با قرار دادن تکه سنگي در روي تنه درختان ميوه آرزوي سالي پربار را در سر مي پرورانند آنها بر این باورند که قرار دادن سنگ در لابه لای شاخه و یا روی تنه درختان باردهی درخت را افزایش میدهد.
جشن سده در نواحی مختلف با نام­های مختلفی شناخته می­شود:در خراسان «سَرِه»، در نواحی اراک «جشن چوپانان»، در خمین «کُردِه يا کردعلي کوه»، در دلیجان «هَله هَله» و در بَدَخشان تاجیکستان به نام «خِرپَچار». در فراهان، سنگسر سمنان، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شب زمستان می­دانند.
همان­گونه که می­دانیم در ایران باستان سال به دو بخش تابستان بزرگ «هَمَه» و زمستان بزرگ «زَیِنَه» تقسیم شده بود که هریک را چَهره می­نامیدند. بخش نخست که تابستان است از آغاز فروردین تا آخر مهر، یعنی 210 شبانه روز و بخش دیگر که زمستان بزرگ است از آغاز آبان ماه تا آخر اسفند یعنی پنج ماه به اضافه­ی روزهای کبیسه و به عبارت دیگر در سه سال نخستین 156 روز و سال چهارم 157 روز بوده است. بنابراین سده عبارت است از 100 روز از آبان گذشته که سده یا سته نامیده می­شود، یعنی 100 روز از زمستان گذشته است که برابر است با دهم بهمن ماه


سیزده به در :

 

سيزده به در» يكى از مراسم  نمادين سلسله «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه توانسته با وجود دگرگونى هاى فراوان اجتماعى، فرهنگى در جامعه ايران، راه به دوران ما رسانده و به عنوان يك جشن فراگير در بين گروه ها و اقشار مختلف اجرا شود. در حقيقت، «سيزده به در» حسن ختامى بر «جشن ها و آيين هاى نوروزى» است كه در آن هم به بدرقه نوروز رفته و هم «نحسى» سيزده را با ترك شهر و سپردن خود به دامن مام طبيعت كه همواره مورد احترام و ستايش ايرانيان بوده، به در مى كنند! و جالب اينكه، با وجود باور نحسى و نامباركى  روز سيزده  فروردين، اين روز به خوش باشى و خوش گويى و خوش خورى سپرى مى شود. حتى طبق باورى كهن، در اين روز غم و اندوه و خمودى حرام است؛ چرا كه «غم و اندوه و گرفتارى و پريشانى هديه اهريمن و عشق و شور و نشاط و حيات و تعالى و تندرستى از هداياى نيك اهورامزداى بزرگ (خداوند) است».

اهالی روستای خان آباد نیز در این روز به دل طبیعت رفته و این روز را به بهترین نحو جشن می گیرند و در اخر روز نیز دو برگ از سبزه های موجود در طبیعت را به هم گره زده و با امید براورده شدن آرزوهایشان آنرا به دست باد می سپارند. 


شو اول زمسان(شو چله)

  

شب چله،شب زایش خورشید و آغاز سال نومیترایی,آخرین شب پاییز و اولین شب زمستان

 معمولا اهالی روستا به مهمانی می روند و با آجیل شب چله که تشکیل شده از کشمش،نخودچی،گندم شاه دونه،گردو،بادام و کدو حلوا و... پذیرایی می شوند.مراسم شب یلدا یا شب چله همچون تمام نقاط ایران در خان آباد نیز برگزار می شود و با توجه به برگزاری ۵۰۰۰ ساله ی این مراسم در ایران،عمر برگزاری این مراسم در خان آباد نیز به درازای زمان سکونت در این محل است.آیین شب یلدا در خان آباد از دیرباز در سه شب متوالی باعناوین شب" چله‌بزرگه"،"چله وسطی"و" چله‌كوچیكه"برگزار می‌شده و خویشان و دوستان سفره‌ای از مهر را می‌گشودند و از هر دری سخنی می‌گفتند.یكی‌ازآیین‌های ویژه یلدا،دیدار بزرگان و سالخوردگان فامیل بوده‌است.در شب‌های چله افراد فامیل در همایشی صمیمی دور كرسی چوبی جمع می‌شدند و به قصه‌های بزرگترها گوش می‌دادند.زنان و دختران روستایی در گرگ و میش شب‌های چله در تكاپو و هیجانی خاص ملزومات غذا و تنقلات ویژه این شب را مهیا می‌كردند وبرای گذران ساعات خوش در كنار فامیل لحظه شماری می‌كردند.آنان درسینی‌های قدیمی مسی درفضای دوده‌گرفته آشپزخانه‌های قدیمی،انواع میوه و تنقلات به ویژه سیب،گندم بوداده همراه با شاه دانه،کدو حلوای پخته شده،چغندر پخته،انگور،تخمه نخودچی كشمش،و گردو بادام را مهیا می‌كردند.دراین شب استثنایی پس از صرف شام و خواندن دعای شكر درپای سفره،همگان در كنار هم،از شادی‌ها و غم‌ها،موفقیت‌ها،اعتقادات،امیدها و بیم‌هاشان می‌گفتند.بزرگترها و ریش سفیدان فامیل در این شب علاوه بر خواندن برخی از اشعار محلی و خاطرات و داستان‌های كهن ایران زمین را برای اعضای خانواده نقل می‌كردند.

در شب یلدا،بزرگترها با كودكان هم بازی می‌شدند،"پر یا پوچ"دزد بازی و ...از جمله بازیهایی است كه در شب چله با مشاركت همه اعضای خانواده رواج داشت.این آیین تا ‪ حدود ۱۵ تا ۲۰ سال پیش به شكلی فرا گیر وجود داشت اما اكنون به ندرت می‌توان چنین جلوه‌هایی را به چشم دید.حضور کلیه اعضا خانواده و فامیل محيطي صميمي ولذتبخش وخاطره انگيز را فراهم مي كرد كه شايد بسياري ازعزيزاني كه با خواندن اين متن به ياد آن روز ها مي افتند در كنار ياد آوري سختي ها با حَسرت و حِسي لطيف از آن ياد كنند.

اینجا کلیک کنید و لذت ببرید 


 

چار چار (چار چار ناقالی )  

به چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک گفته می­شود.خان آبادیها معتقدند در این 8 روز، سوز و سرمای زمستان به اوج خود می­رسد و به همین خاطر بر روی این 8 روز تاکید شده و نام جداگانه­ای بر آنها نهاده می­شود. البته در ایران باستان نیز چهل روز از زمستان رفته معروف به جشن سده می باشد که شاید این مراسم و شادمانی چار چار ناقالی بر گرفته از آن است


 

رفتن به مهمانی­های شبانه(اصطلاحاً، شب­نشینی) و خوردن شب چره :

 از کارهای متداول اهالی خان آباد است. شب­نشینی در اواخر پاییز و فصل زمستان بیشتر صورت می­گیرد چرا که عموما در روستاها بعد از برداشت محصول در فصل پاییز، اوقات فراغت و بیکاری روستائیان آغاز شده و تا پایان زمستان ادامه پیدا می­کند.

خانواده­ها در شب­های بلند زمستان به دیدار اقوام، آشنایان و دوستان رفته  و با صمیمیت و لذتی خاص به گفتگو می­پردازند. در این شب­نشینی­ها زنان در یک طرف کُرسی، کودکان در کنار هم و مردان خانواده نیز در طرف دیگر کرسی نشسته و با یکدیگر و یا به صورت جمعی گفتگو می­کنند. از همه چیز صحبت می­شود. گاهی فقط چند نفر از بزرگترها صحبت می­کنند و گاهی نیز بر سر موضوعی خاص، همه­ی حاضران از بزرگ و کوچک اظهارنظر می­نمایند؛ ولی معمولا یکی از مردان حاضر در مهمانی که باسوادتر و خوش­سخن­تر از سایرین است بیشتر از همه صحبت می­کند.

افراد ابتدا از کارهای روزانه خود صحبت می­کنند و در خلال آن، خاطراتی نیز از درگذشتگان و یا خاطرات سال­های قبل خود را بیان می­نمایند. بیان داستان­های افسانه­ای و یا حوادث تاریخی که خان آبادی ها به آن مَتل می­گویند یکی از مهمترین مواردی است که در این مهمانی­ها صحبت می­شود. این داستان­ها که توسط بزرگترها و باسوادترهای محفل بیان می­شود معمولا بسیار جذاب و شیرین است و حین بیان آن سکوت مطلق بر جمع حاکم شده و همگی سراپا گوش می­شوند. 


 

شِوچِرَ :

از ضروریات شب­نشینی­ها در خان آباد ، تناول انواع و اقسام خوردنی­های لذت­بخش است که در فارسی به آن «شَب چَره» و در خان آبادی  «شِوچِرَ» می­گویند. ترتیب کار به صورت است که بعد از خوردن چای و کمی گفتگو ، زن میزبان به اندرونی رفته و با یک مَجْمَعه(مجمع) بزرگ که حاوی بشقاب­هایی از تنقلات رنگارنگ است وارد اتاق مهمانان می­شود و بشقاب­ها را به طرز مناسب بر روی کرسی و در مقابل مهمانان و سایر افراد قرار داده و با تعارف و اصرار از آن­ها درخواست می­کند که این تنقلات را میل کنند.

شِوچِرَ در خان آباد از خوردنی­های مختلف و گسترده­ای تشکیل شده این خوردنی­ها عبارتند از: مغز گردو، مغز بادام، مغز هسته­ی زردآلو، ، شاهدانه، نخودچی، کشمش، برگه، آلو، سنجد، گندم بو داده، سیب، انگور و ... . خانواده­هایی که وضع مالی بهتری دارند تنقلات دیگر همچون پسته، انواع تخمه و ... را نیز برای پذیرایی از مهمانان خود تهیه می­نمایند.


 

چهارشنبه سوری:

 

اهالی خان آباد در این شب که آخرین شب چهارشنبه سال است بر فراز بام ها رفته و آتش روشن  می کنند همچنین گوی از آتش درست کرده و به دور سر خود می گردانند و در نهایت از روی آتش پریده و ارزوی سلامتی می کنند به اصطلاح می گویند : سرخی تو از من زدردی من از تو

پیشینه چهار شنبه سوری نیز به شرح زیر است :

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.
مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.
قاشق زنی، آجيل مشکل گشا، پريدن از روی آتش، فالگوش ايستادن و... از مراسم اصلی شب چهارشنبه سوری است.
ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.
دکتر نيکنام در اين باره می گويد:"ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می دانيم.
"در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود ندارد. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."


شب الفه : 

شب الفه آخرین شب سال است که معمولا با درست کردن غذایی به نام خاگینه که مخلوطی از تخم مرغ - ارد - سبزی جات و... ان را جشن می گیرند .

خاگینه :

 


مراسم تٌخ تخی :

از مراسمی که در شب عید برگزار می شده و هنوز هم کم وبیش به قوت خود باقی است تخ تخی است . جوانان روستا در شب عید بر پشت بام ها رفته و پارچه ایی که معمولا چادر خانم ها است را از پشت بام خانه اهالی طوری آویزان می کنند که جلو درب ورودی خانه باشد  و از اهل خانه طلب عیدی که معمولا سکه یا تخم مرغ رنگی است می کنند سپس اهل خانه عیدی را به چادر گره زده  و چادر را به علامت بستن عیدی کمی تکان می دهند و چادر بالا کشیده می شود  . البته در گذشته چادر از سوراخی که روی پشت بام بوده( دریجه ) و جهت تهویه خانه از آن استفاده می شده آویزان می شده . این مراسم در اصطلاح تخ تخی نام دارد .  


مراسم های روز عید :

 اهالی روستا ی خان آباد در روز عید  در ابتدا به دید و بازدید خانواده هایی می روند که در سال گذشته یکی از بستگان آنها فوت کرده باشد یا به اصطلاح عذر دار باشند بعد از آن به دید و بازدید بزرگتر ها و بقیه اهالی می روند و همچنین بر سر مزار گذشتگان رفته و برای آنها طلب مغفرت می کنند . 


شیروره :

از رسومی که در حال حاضر هیچ رد پایی از آن بر جایی نمانده و شاید کمتر کسی هم به یاد آن باشد همین شیر وره است .

شاید برخی بپرسند شیر وره چیست ؟

در گذشته به علت اینکه کلیه لبنیات مصرفی به صورت محلی تهیه می شد و همچنین با توجه به نژاد گاو های محلی مقدار شیر هر خانوار کم بود  هر چند خانوار که معمولا همسایه ها بودند اقدام به جمع آوری شیر یکدیگر می کردند و این کار ۳ روز تا یک هفته تکرار می شد یعنی در این مدت  کلیه شیر ها را یک خانوار جمع آوری می کرد و همه اعضا موظف بودند به موقع یعنی صبح زود و غروب شیر ها را تحویل دهند و بعد از اتمام مدت تعین شده نوبت به خانوار بعدی می رسید و این سیکل تکرار می شد . البته مقدار شیری که هر فرد از اعضا  در این مدت به فرد جمع کننده شیر  می داد توسط پیمانه ایی به نام اوگردان یاد داشت می شد و این فرد  موظف بود در دوره های بعدی  آن را  به اعضا برگرداند . 

به این عمل در اصطلاح شیر وره می گفتند . 

 


 مراسم پخت نان :

 مقدمه :

متاسفانه با ورود فرهنگ شهرنشینی  در روستا خیلی از مراسم و آداب از یاد و خاطره ها فراموش شده اند از آن جمله می توان به مراسم پخت نان اشاره نمود .

دیگر در روستا خبری از تنورهایی که با ملاتی از گل و موی بز ساخته می شد نیست .

دیگر از بوی  دود تنور که هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب به مشام می خورد و انسان  را از خواب بیدار می کرد  خبری نیست .

دیگر از بوی نان تازه که صبح گاهان مشام  را  نوازش می کرد و بوی نان سوخته که انسان را از خواب ناز صبح گاهی بیدار می کرد خبری نیست .

دیگر از نان اول تنوری – گرده – فتیر – تنکه و ... خبری نیست .

همکنون در روستا نیز تهیه نان  ماشینی شده  و دیگر نمی توانیم  به سراغ نون دانهای گلی برویم  و یک نون خشک برداریم , آب بزنیم  و بخوریم .

دیگر خبری از خاله آرا ها نیست تا  تنوری  از گل بسازد .

باید حسرت آن روزها را خورد .

 

  مقدمات پخت نان :

 

برای پخت نان در ابتدا  یک روز قبل خمیر را تهیه می کردند و به مدت  ده تا دوازده ساعت می گذشت تا خمیر عمل بیاید لذا جهت تهیه خمیر سفره  آردی  بود با لانجین و مایه خمیر .

مایه خمیر معمولا مقداری از خمیری بود که سری قبل با آن نان پخته بودند و آن را لای سفره آرد نگهداری میکردند تا ترشیده  شود و به عنوان مخمر  در خمیر بعدی استفاده شود ( کاری که آلان جوش شیرین می کند اما آن کجا و ....)

لانجین ظرفی سفالین و بزرگ  بود که داخل آن خمیر می کردند .

سفره آرد هم  سفره ایی بود که داخل آن  مقداری آرد وجود داشت و در زمان تهیه خمیر و پخت نان پهن می شد تا برکات خدا بر زمین نریزد  .

 

تهیه خمیر :

 مقداری  آب داخل لانجین ریخته می شد و مایع خمیر داخل آن حل می شد و بعد از آن آرد را داخل آن می ریختند و یک نفر آنرا ورز می داد تا ورز بیاید  بعد از عمل آمدن آنرا به مدت حد اکثر دوازده ساعت به حال خود رها می کردند تا خمیر عمل بیاید .

 

پخت نان :

 

 

جهت پخت نان باید تنور گرم می شد لذا در سحرگاه  در داخل تنور  آتش روشن می کردند و هیزم ها معمولا چوب و بته بود یا تاپاله وهیمه (بته خار و خاشاکی بود که از کوه می آوردند وتاپاله و هیمه از فضولات گاو و گوسفند تهیه می شد .)

بعد از گرم شدن تنور و عمل آمدن خمیر وسایل پخت نان  دور تنور چیده می شد که عبارت بودند از :

1: سفره آرد

2: تخته خانه ( وسیله ایی که روی آن  خمیر را پهن می کردند)

3: تیر خمیر پهن کنی ( وردنه )

4: ناون کوچک و بزرگ ( جهت زدن نان به تنور)

5: سیخ – آتش کش – انبر

6: در بازنه ( بازنه سوراخی است جهت  ورود هوا به تنور که موقع پخت نان وسیله ایی به نام  در بازنه  بسته می شد تا زغالهای  تنور دیرتر به خاکستر تبدیل شوند .)

بعد تهیه لوازم تعدادی از خانم های محل جمع می شدند و با کمک همدیگر شروع به پخت نان می کردند و معمولا نان مصرفی یک ماه پخته می شد .

از باشکوه ترین این مراسم  پخت نان شب عید بود که که معمولا انواع نان ها از قبیل گرده - فتیر - نون شیرین و ... پخته می شد .

 

  


دفع چشم‌زخم

مردم خان آباد به چشم‌کردن اعتقاد زیادی دارند. برای جلوگیری از چشم‌زخم، مهره‌هایی آبی رنگ به نام مُرٌ کِوٌ آویزان می‌کنند و نیز آیه‌ی «وَ اِنْ یکاد» و ادعیه را با سنجاق بر شانه‌ی چپ افراد نصب می‌کنند. ریختن اسپند یا اسفند بر آتش و به اصطلاح اسفند دود کردن نیز همچون سایر مناطق ایران برای رفع چشم‌زخم مرسوم است.

در خان آباد برای خنثی کردن اثر چشم‌زخم اشعاری را به زبان محلی می‌خوانند.

 


جغد بر بام خانه

در باور مردم خان آباد آوای جغد(به خان آبادی ، بَیغُوشْ- baiqūš) شوم است و هرگاه - بخصوص هنگام غروب آفتاب- جغد بر بام خانه‌ای بخواند اهالی خانه آن را به پیشامد خرابی خانه و مرگ و فقر و تنگدستی در آینده‌ای نه چندان دور تعبیر می‌کنند . 

 


ترغیب به تسریع در امور

اگر کودک یا جوانی را برای رسانیدن پیغام و یا انجام کاری فوری می‌فرستادند به زمین تُف(آب دهان) کرده و می‌گفتند:«اگر دیر بیایی و این تُف خشک شود، کچل خواهی شد!» و معمولا کودک برای کچل نشدن و نشان دادن سرعت عمل، بر شتاب خود می‌افزود و زودتر بازمی‌گشت.

 


ختنه کردن کودکان :

یکی از کارهای دلاک در خان آباد ختنه‏کردن اطفال بود. برای این کار ابتدا شخصی، کودک را محکم در بغل می‏گرفت و دلّاک با گفتن جمله‏ای نظر کودک را به جایی دیگر جلب می‏کرد و سپس به سرعت به کمک ابزارهای بُرنده‏ای که در کیفش قرار داشت کودک را ختنه می‏کرد و در محل زخم، پنبه‏ای نیم‏سوخته قرار می‏داد و آن را می‏بست. در این هنگام جشن و شادی در خانه آغاز می‏شد، دلّاک لُنگ و یا پارچه‏ای را که قبلاً به صورت دامن دوخته شده بود به کودک می‏پوشانید و معمولا کودک را از خوردن آب سرد منع می‏نمود.

 

 قرار دادن سنگ بین شاخه های درختان :

یکی دیگر از رسومی که از دیر باز در روستای خان آباد وجود داردقرار دادن سنگ بین شاخه های درختان میوه است.

اهالی خان آباد اعتقاد دارند که اگر در فصل زمستان بین شاخه های پایینی درختان سنگ قرار دهند موجب سنگینی درخت شده و این امر موجب بارور شدن آن در فصل بهار می شود. با توجه به دیرینه بودن این اعتقاد ولی همچنان در بین اهالی رواج دارد .


دیدن حلال اول ماه :

 

دیدن حلال اول ماه برای اهالی روستای خان آباد از آداب خاصی برخوردار است .آنها اعتقاد دارند که زمانی که حلال ماه را دیدند زمانی باشد که فردی خوش کردار و خوشرو را ببینند و در صورتی که به فردی بدکردار و بدرو برسند به او نگاه نمی کنند .


حاله دور ماه :

 

اعتقاد بر این است که اگر حاله ایی نورانی دور ماه را فرا گرفته باشد نشان از بارش باران دارد و اصطلاحا می گویند ماه آغله دار ماخا بشن بیا .


صدای زاغچه به هنگام صبح در حیاط خانه :

 

اگر زاغچه که نوعی کلاغ است با دم بلند و رنگ بالهای سیاه و سفید و ظریف به هنگام صبح در حیاط منزل غار غار کند نشان از آمدن مهمانی عزیز دارد که در این هنگام اصطلاحا می گویند غلاغ غار غارش میا ... داشیش دار از را میا .


 باز کردن سفره صبحانه روز عید نوروز:

 

در روستای خان آباد اعتقاد بر این است که سفره صبحانه روز نوروز را یکی از افراد فامیل که معمولا پسر بزرگ فامیل است باز کند تا سفره همیشه پر برکت باشد لذا در روز عید کسی حق باز کردن آن را ندارد تا فرد مورد نظر آن را باز کند و داخل سفره نیز کادویی قرار می دهند  و شخصی که سفره را باز می کند کادو متعلق به اوست .

 


پای سبک

 

اهالی روستای خان آباد اعتقاد بر این دارند اگر نوزادی در هنگام سپیده دم به دنیا بیاید موجب برکت است لذا رسم بر این است که اگر فردی کاری را شروع میکند مثلا  دار کردن قالی یا شروع به پخت نان و ... انتظار دارند این فرد در ابتدای شروع کار به آنجا برود و موجب برکت در آن کار شود و یا در برخی مواقع این فرد را به ان محل دعوت میکنند .که اصطلاحا می گویند فلان شخص پای سبکی دارد .


 

 

گردگیری منزل جهت استقبال از سال نو

 

غبار روبي و گردگيري از در و ديوار خانه و کف پوش ها و اسباب خانه، و شستشو و پاکيزه و نو کردن جامه و ظروف و اشياي کهنه، دور افکندن اشياي ژنده و فرسوده و تميز کردن ظروف  و ديوارهاي منزل، خلاصه «خانه تکاني» براي زدودن آلودگي ها و سياهي ها و بيرون افکندن پلشتي ها از فضاي خانه از رسم هاي کهن ايرانيان در فرا گشت سال کهنه به سال نو بوده است

این رسم در روستای خان آباد نیز با آداب خاص خود انجام می شود.

این کار قبل از سال نو انجام می شود و همه جای خانه و کلیه لوازم  تمیز می شود که اصطلاحا می گویند خانه تکانی یا گرد گیری .

گردگیری در روستای خان آباد آداب خاصی دارد که به شرح زیر است:

در مرحله اول کلیه لوازم خانه اعم از ظروف , وسائل منزل , فرش و... از خانه خارج شده و شسته می شوند . در مرحله بعد در و دیوار خانه گردگیری میشود .

در زمان گذشته دیوارهای خانه ها کاه گل بود و جهت سفید کاری  به جای گچ و رنگ از خاک رس سفید استفاده می شد.

به علت اینکه داخل خانه معمولا تنور وجود داشت و همچنین از چراغها پی سوز(چراغ میشکی) جهت روشنایی استفاده می شد دیوارها در مدت یک سال سیاه می شد و جهت سفیدکاری مجدد آنها خاک رس سفید را با آب حل می کردند و به دیوار های خانه می مالیدند.

در حال حاضر نیز برخی از اهالی به علت اعتقادهایی که دارند قبل از عید نوروز و در زمان خانه تکانی تکه ایی از دیوار انباری خود را به  همین روش سفید کاری می کنند .

در آخر بعد از خشک شدن در و دیوار و لوازم مجدد لوازم را در کحل خود قرار می دادند .

در حال حاضر نیز گردگیری با کمی تغییر نسبت به گذشته  انجام می شود.


 

پرده خوانی

پرده خوانی یکی از قدیمی ترین نمایش های ایران است

در روستای خان آباد نیز از دیر باز و جود داشته که متاسفانه با گذشت زمان از یاد رفته و فراموش شده

داستان های پرده خوان معمولا از حماسه های ایرن زمین بوده یا از عاشورا .

پرده خوان که یکی از اهالی بوده با آویزان کرده پرده خود به دیوار مسجد و تجمع اهالی شروع به خواندن داستان های شاهنامه می کرده یا از حماسه های عاشورا می گفته .

البته در حال حاضر هم وجود دارد ولی جای خود را به نوعی تعزیه خوانی داده تعزیه ایی که به صورت یک نفره اجرا می شود و فقط ذکر مصیبت است نه حماسه های ایران زمین و توسط افرادی غیر بومی اجرا می شود


جشن خرمن (کوکوله)

 

جشن خرمن زمانی برگزار می شود که محصولات در حال برداشت است . در این زمان با برداشت محصولات معمولا جوانان و بچه ها شادمانی خاصی دارند و با این شادمانی به محل خرمن جا می روند و از صاحب خرمن درخواست می کنند مقداری از محصول را به صورت پاداش به آنها بدهد که اصطلاحا کوکوله می گویند صاحب خرمن نیز با شادمانی خاصی مقداری از آن را که حدود ۲ تا ۳ کیلو می باشد به او می دهد و او نیز به همراه بچه های دیگر با پول یا کالایی که از فروش یا معامله آن به دست آورده اند جشن می گیرند .

اعتقاد بر این است که این عمل موجب برکت محصولات می شود.


مراسم پخت ترخینه

ترخینه یکی از مواد غذایی مفید و مغذی است که معمولا در اواسط فصل تابستان و با برداشت محصول گندم تهیه می شود . ترخینه ماده اولیه و اصلی تهیه آش ترخینه می باشد که با آداب خاصی تهیه می شود . و به این صورت است که در ابتدا گندم را پاک کرده و سپس با استفاده  از آسیابی به نام دِسّار (نوعی آسیاب دستی) گندم را به صورت بلغور درآورده و سپس بعد از تهیه لوازم آن شروع به پخت آن می کنند که این عمل با کمک زن های همسایه و با آداب و رسوم خاصی انجام میگیرد . 

مواد لازم :

بلغورگندم  - برگ چغندر- گوجه - دوغ  محلی - نمک  

معمولا ترخینه را شب  داخل دیگ بزرگی روی تنور یا  اجاق های هیزمی بار گذاشته و تا روز بعد پخت آن  ادامه دارد و می بایست  دائما بوسیله چوب خاصی مواد داخل دیگ به هم زده شود و الا سریعا ته گرفته و می سوزد بعد از عمل آمدن ترخینه معمولا مقداری از آنرا همراه با نعنا داغ بین همسایه ها و یا اهالی تقسیم میکنند و بعد آنرا به پشت بام انتقال داده  و با کمک همدیگر آن را به قطعات کوچکی تقسیم کرده که اصطلاحا لغینه ترخینه  گفته می شود و در آفتاب پهن کرده و چند روزی منتظر می مانند تا خشک شود و در نهایت آنرا جمع کرده و در داخل گونی مخصوصی یا به نخ کرده و نگهداری میکنند .

 


برچسب‌ها: رسم و رسوم, روستا, خان آباد
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

آداب و رسوم ازدواج در تهران قديم

يکي از اعتقادات در رابطه با بخت گشايي اين بود که وقتي فرد پنبه زني را به داخل خانه براي کار مي آوردند . منتظر مي شدند تا پنبه زن به منظور انجام عملي براي مدتي دست از کار بکشد و در اين هنگام فوراٌ دختر دم بخت خانه را دور از چشم پنبه بزن آورده و از توي کمان پنبه زني عبورش مي دادند و معتقد بودند که به زودي زه کمان وي پاره خواهد شد و به اين ترتيب نيز بخت دخترشان باز مي شود . در صورت پاره شدن چله کمان ، جازدن آن کار بسيار مشکلي براي پنبه زن ها بود و به همين خاطر پنبه زن ها سعي مي کردند تا جايي که ممکن است کمانشان را رها نکنند تا دست هيچ دختري به آنها نرسد و باعث پاره شدن زه کمان آنها نشود .
براي بخت گشايي کار ديگري نيز مي کرده اند و آن اينکه هر گاه درون خانه و يا در منزل همسايگان ، براي نذر گوسفندي مي کشتند . مادري که مي خواست هر چه زودتر دخترش به خانه بخت برود . چادر دخترش را به همراه مقداري پول و با يک کله قند به قصاب مي داد و از وي مي خواست که چادر دخترش را از درون روده گوسفندي عبور دهد و بر اين اعتقاد بودند که دختر با سر کردن آن چادر ، به زودي بختش باز مي شود .

از ديگر معتقدات مردم براي بخت گشايي و همچنين برآورده شدن ديگر حاجات خويش ، دوختن پيراهن مراد بوده است . اين مراسم به اين شکل بود که در روز بيستم و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل اين منجم مي باشد . زن ها آرايش کرده به مساجد مي رفته اند تهراني ها عموماٌ در مسجد شاه تجمع مي کردند و با پارچه هايي که از قبل تهيه کرده بودند در بين دو نماز پيراهن مردا مي دوختند و معتقد بودند که با پوشيدن اين لباس کليه حاجت هاي آنها از جلمه گشاده شدن بخت آنها برآورده خواهد شد و در بين بعضي از زنان اين اعتقاد نيز بود که پارچه پيراهن ذکر شده را بهتر است که از پول حاصل از گدايي خريداري نمايند .

خواستگاري و بله بران

مراسم خواستگاري معمولاٌ بدين ترتيب بود که مادر داماد به چند تن از زناني که کارشان پيدا کردن دختر بود مي سپرد که اگر دختري را با شرايط مورد نظر وي در نظر دارند به وي معرفي کنند و يا درصدد پيدا کردن چنين دختري باشند . پس از مدتي يکي از زنان دختري را در نظر گرفته و به همراه يک يا چند تن از زنان خانواده داماد براي ديدن دختر مورد نظر سرزده به خانه او مي رفتند دختر دم بخت بعد از مدتي با کاسه اي آب وارد اتاق خواستگاران مي شد و آب را به آنها تعارف مي کرد و پس از آن به کناري مي نشست . در اين هنگام يکي از خواستگاران که از همه با تجربه تر بود به طرف دختر رفته و چادر و يا چارقد دختر را کنار زده دستي به سر وي مي کشيد و موهاي دختر را جابجا مي کرد تا ببيند که مبادا دختر کچل باشد و موهاعاريه اي باشد . بعد از مطمئن شدن از موها ، شروع مي کرد به بو کردن دهان و زيربغل و خلاصه تمامي بدن دختر ، که خداي ناکرده بوي بد ندهد . پس از انجام اين تشريفات و مورد پسند واقع شدن دختر ، به خانه داماد برگشته و شرح ماجرا را توصيف مي کرد و داماد نيز با شرحي که خواستگاران مي دادند تصوير دختر را در ذهنش مجسم مي کرد و آنگاه موافقت و يا عدم موافقت خود را اعلام مي داشت .
در صورت موافقت داماد ، پدر وي به همراه چند تن از بزرگان فاميل به خانه دختر رفته و به اصطلاح شيريني مي خوردند فرداي آن روز مادر و خاله و عمو و ديگر کسان نزديک داماد براي بله برون به خانه عروس رفته و راجع به مهريه و شيربها و روز عروسي و مسائلي ديگر نظير آن صحبت مي کردند . پس از چند روز از خانه داماد هدايايي به وسيله چندين مجمع به منزل عروس فرستاده مي شد که وسايل درون مجمع ها معمولاٌ عبارت بودند از : يک عدد انگشتر با حلقه طلا ، يک کاسه نبات ، دو کله قند ، تعدادي لباس براي پدر و مادر و خود عروس که بسته به فصول سال از جنس هاي مختلف انتخاب مي شده است . البسه اي که براي عروس فرستاده مي شد معمولاٌ عبارت بود از : يک چادر ، يک پيراهن ، يک تنبان با دامن ، يک جفت کفش ، دو جفت جوراب ، يک يا دو عدد چادر ، يک يا دو عدد پستان بند و زيرجامه همچنين مقداري از ميوه هاي فصل و شيريني نيز جزو اصلي اين هدايا به شمار مي آمده است

خريد عروسي

پس از خواستگاري و پسند طرفين و انجام مراسم بله برون ، را هر زماني که طرفين موافقت کردند و مورد قبول واقع مي شد و ايجاد اشکالي نمي کرد . جهت خريد وسايل عروسي تعيين مي کردند . وسايلي که معمولاٌ در اين زمان خريده مي شد عبارت بود از : پارچه و با لباس دوخته شده ، آيينه و شمعدان ، وسايل آرايش عروس ، لباس هاي زير براي عروس ، کفش و جوراب ، لوازم مربوط به سفره عقد و ديگر وسايل اينچنين ، نکته ديگر قابل ذکر آن که براي اين خريد يک يا دو نفر از خانواده عروس و داماد انتخاب مي شدند که معمولاٌ نيز در اين خريد عروس و داماد شرکت نداشتند ( البته اين قضيه جنبه همگاني نداشته و گاهي خود عروس و داماد شرکت مي کردند ) و نمايندگان به سليقه خود وسايل مورد نياز را خريداري مي کردند . در ضمن اين نکته را نيز بايد متذکر شد که خرج اين دسته خريدها کلاٌ به عهده داماد بوده است .

جهازبران

چند روز قبل از عروسي و گاهي روز قبل از آن ، مراسم جهاز بران صورت مي گرفت . براي جهاز بران چند نفر طبق کش به همراه چند قاطر اجير مي شدند تا وسايل جهيزيه عروس را به خانه داماد حمل کنند . علاوه بر طبق کش ها ، عده اي نقاره زن نيز استخدام مي شدند تا در طول راه به هنرنمايي بپردازند . قبل از رسيدن گروه مزبور چند تن جلوتر به خانه داماد مي رفتند و قسمتهايي از خانه داماد را که براي عروس در نظر گرفته شده بود ، نظافت کرده و به اصطلاح آب و جارو مي کردند . هنگامي که جهيزيه در خانه داماد جاي مي گرفت . فردي از طرف خانواده عروس صورت اسبابي که آورده بودند را نشان داماد مي داد و از وي بابت آنها رسيدي دريافت مي کرد که به آن سياهه مي گفتند . علاوه بر آن دادن انعام به طبق کش ها و نقاره چي ها جزو وظايف داماد به حساب مي آمد . طبق کش ها علاوه بر انعام مزبور اجازه داشتند که نقل ها و پارچه هاي کف طبق ها را که براي تزئين تدارک ديده شده بود را براي خود برداند . وسايل جهيزيه طبق توافقي که قبلاٌ بين خانواده هاي عروس و داماد صورت گرفته بود تهيه مي شد . به عنوان مثال گاهي عبارت بود از : ديگ ، قابلمه ، ملاقه ، آبکش ، مجمع هاي مسي ، آفتابه لگن و اسباب ديگري همچون رختخواب ، متکا ، پشتي ، پرده ، سماور ، بلور و علاوه بر همه اينها ، آينه و قرآن جزو اصلي مهمترين وسايل جهيزيه به شمار مي رفته است .

حنابندان

سه يا چهار روز به عقد مانده حنابندان انجام مي گرفت که اولين آرايش عروس را انجام مي دادند .

آرايش عروس ( بزک عروس )

پس از پايان استحمام عروس را با ساز و ذهل به خانه مي آوردند و در اين هنگام مشاطه اي که از قبل فراخوانده شده بود شروع به آرايش عروس مي کرد .
آرايش هاي گذشتگان در فرهنگ هاي فارسي تحت عنوان ( هر هفت ) معرفي شده است و هر هفت يعني لوازم آرايش زنانه که در قديم عبارت بود از هفت چيز : سرخاب ، سفيدآب ، حنا ، وسمه ، سرمه ، زرک ، غاليه و خال ، بنابراين هر هفت کردن به معني آرايش کردن است و مترادف آن نيز همان اصطلاح هفت قلم آرايش کردن مي باشد

مراسم عقد کنان

مراسم عقدکنان را معمولاٌ در خانه عروس انجام مي دادند و براي انجام اين امر اتاقي را در نظر مي گرفتند که مراسم عقدکنان در آن اجرا مي شد . قبل از شروع مراسم چند تن از زنان خوش سليقه و خوشبخت فاميل ، براي تزئين سفره عقد در اتاق مزبور حاضر مي شدند و با ظرافت خاصي اسباب سفره را در سرجاي خود مي چيدند . اسباب سفره عقد عموماٌ عبارت بود از : نقل و شيريني ، چند کله قند ، چند لاله يا جار ، گلابدان ، خنچه ، اسپند ، کاسه اي آب که رويش يک برگ سبز باشد و .... به هنگام عقد عروس را مقابل آيينه و رو به قبله مي نشاندند و به هنگامي که عاقد در حال خواندن خطبه عقد بود لازم مي دانستند که عروس خانم حتماٌ در آيينه نگاه کند تا بدين ترتيب بختش همچون آيينه صاف و روشن باشد و همچنين در موقع خواندن خطبه دو زن سپيدبخت دو سر پارچه اي سفيد را گرفته و در بالاي سر عروس نگاه مي داشتند و زن سپيدبخت ديگري به نيت شيرين شدن زندگي عروس بر سر او قند مي ساييد و در اين هنگام فرد ديگري با يک سوزن و نخ هفت رنگ جلو آمده و تعدادي کوک بر پارچه مزبور مي زد . به هنگام اين کار زير لب مي خواندند : دوختم ، دوختم ، زبان مادر شوهر ، خواهر شوهر ، جاري و پدرشوهر را دوختم .

بردن عروس

پس از جاري شدن خطبه عقد و مراسم عقد کنان چند ساعتي را به زدن ساز و رقص و شادماني سپري مي کردند . آنگاه چند نفر از خانه داماد با اسب سفيدي براي بردن عروس مي آمدند . عروس را سوار بر اسب کرده و در جلوي آنها عمله جات طرب و پشت سر آنها نيز جاروکشان و سپس اسب عروس حرکت مي کرده است . وقتي قافله عروس به خانه داماد مي رسيد بايد داماد به پيشواز عروس مي رفت و نارنجي به طرف وي پرتاب مي کرد . اگر عروس مي توانست نارنج را در هوا بگيرد نشانه آن بود که عروس بر سر داماد مسلط خواهد شد . هنگامي که مي خواستند عروس را به خانه داماد ببرند پسربچه نابالغي را آورده و يک بقچه حاوي نان و پنير را به وي مي دادند و بچه موظف بود که اين بقچه را به کمر عروس ببندد و با اين نان و پنير عروس را روانه خانه داماد مي کردند . وقتي که عروس مي خواست پايش را در آستانه در خانه داماد بگذارد . فندق يا گردويي را زير پايش قرار مي دادند تا به اين ترتيب هر گونه طلسمي که براي عروس شده از بين برود در هنگام ورود ، عروس زير لب مي گفت يا عزيزالله ، به اين نيت که عزيز شوهرش بشود و در اين موقع داماد بايد با بالاي سر در خانه برود تا عروس از زير پاهاي او عبور کند تا بدين طريق در زندگي بر سر عروس مسلط باشد در موقع ورود داما به اتاق عروس نيز ، کفش هاي عروس را در بالاي در قرار مي دادند تا بدين ترتيب عروس بر سر داماد مسلط باشد . بعد از اينکه عروس به خانه داماد وارد شد زن هاي فاميل مي آمدند و شروع به شادماني مي کردند . آنان بر سر عروس و داماد مانند سرعقد نقل و پول مي ريختند و مي گفتند که هر گاه از اين نقل دختر دم بختي بخورد به زودي بختش باز مي شود .
مسأله ديگر اينکه داماد نيز مي تواند در اين مجلس زنانه حضور داشته باشد و بر اين عقيده بودند که در اين شب داماد به تمامي زنان محرم مي باشد .



پاتختي و مادر زن سلام

يکي از مجالسي که پس از عروسي به اجرا در مي آمد مراسم پاتختي بود که بلافاصله بعد از شب عروسي و در اولين صبح برگزار مي شد . در اين مراسم عموماٌ نزديکان عروس و داماد شرکت داشتند و عده اي مطرب نيز دعوت مي شدند تا براي شادماني مهمانان هنرنمايي و نوازندگي کنند . همچنين در صبح بعد از عروسي ، داماد موظف بود که با مادر زن خود ملاقاتي داشته باشد و از او به خاطر دختر پاکي که به او داده تشکر کند .


پاگشا

مراسمي بود که چهل روز بعد از عروسي در خانه مادر عروس برپا مي شد و در آن عروس و داماد و فاميل هاي نزديک دو طرف شرکت داشتند . برگزاري اين مجلس به اين علت بود که دو فاميل بيشتر با هم آشنا شود و نيز دختر بتواند بعد از گذشت زماني دوباره به خانه مادرش بيايد
.

+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

درمان گیاهی برای گلو درد

یکی از مواد تشکیل دهنده روغن زیتون؛ در گلو درست به جایی می‌رسد که مسکن ضدالتهابی ایبوپروفن بر آن اثر می‌کند.


خبرگزاری اتریش از نیویورک گزارش داد، هر دو این مواد که ساختار مادی کاملا متفاوتی دارند، در گلو رسپتورهای (گیرنده‌های) TRPA۱ را فعال می‌کنند.

این کشف غافلگیرکننده بیولوژیست‌های آمریکایی توضیح می‌دهد که چرا ماده طبیعی اولئوکانتال اثر تسکینی مشابه داروهای مسکن دارد. هر دو این مواد گیرنده‌های آنزیم سیکلوکسیجنیس (COX) را فعال می‌کنند.

این تحقیق همچنین نشان می‌دهد که چرا روغن زیتون با کیفیت همچون ایبوپروفن مایع خش گلو را می‌گیرد. دلیل این امر استقرار گیرنده در بخش پسین گلو است. محققان مرکز مونل در فیلادلفیا در "مجله نوروساینس" نوشتند، با کمک TRPA۱ می‌توان در آینده مواد دیگری را هم شناسایی کرد که اثر تسکینی مشابه اولئوکانتال و ایبوپروفن داشته باشند.

salamatestan.com


برچسب‌ها: داروی گیاهی, گلو درد, سرفه, سرماخوردگی
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

عامل اصلی پرخوری و چاقی زنان کشف شد

متخصصان تغذیه می‌گویند: کسالت و بی‌حوصلگی در زنان به پرخوری و در نهایت به چاقی منجر می‌شود. کارشناسان موسسه لاغری «APPEsat» با بررسی بر روی پنج هزار فرد بالغ دریافته‌اند که یک چهارم از غذایی که مردم مصرف می‌کنند در شرایطی است که حتی اصلا گرسنه نیستند. به طور معمول زنان روزانه ۵۲۰ کالری اضافی دریافت می‌کنند، مردان هم روزانه ۶۵۰ کالری زیادی استفاده می‌نمایند.

 

 این متخصصان تاکید کردند: زنان کسل و بی‌حوصله به طور خودکار به خوردن ادامه می‌دهند،‌ به طوری که در یک روز کالری زیادی را وارد بدن خود می‌کنند و این وضعیت آن‌ها را به سرعت چاق می‌کند.

به گزارش روزنامه‌ دیلی اکسپرس، اکنون کارشناسان دریافته‌اند که دلیل اصلی این «خوردن اتوماتیک» و افراطی بی‌حوصلگی و کسالت است، اما زنان وقتی بی‌حوصله و ناراحت هستند بیشتر از مردان به خوردن افراطی روی می‌آورند.


برچسب‌ها: زن چاق, چاقی, پرخوری, چاقی زنان
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

استقبال خوب مخاطبان از اکران «اخراجیها3»

در حالی که تنها حدود 72ساعت از آغاز اکران قسمت سوم «اخراجیها» در سینماها گذشته اما استقبال مخاطبان از اکران این فیلم خیلی خوب بوده است و اغلب سانسهای نمایش این فیلم با حضور تعداد بالایی از مخاطبان انجام شده است.

اقبال عمومی نسبت به «اخراجیها3» را بیش از هر چیز می باید به فضای کمدی دو قسمت قبلی این فیلم و خاطرات خوبی که مخاطبان از آن دارند نسبت داد ضمن اینکه تیزرهای فراوان قسمت سوم هم در جلب مخاطبان نقش داشته اند.

شنیده ها حکایت از آن دارند که شب گذشته در پردیسهای سینمایی آزادی، ملت و زندگی و به خصوص در سانسهای پایانی شب، تمام بلیتهای نمایش «اخراجیها3» فروش رفته اند و برای روز پایانی آخرین هفته سال یعنی جمعه هم بخش عمده بلیتهای این فیلم پیش فروش شده است.

«اخراجیها3» اگر بتواند مخاطبان روزهای آغازین خود را طی هفته های آتی هم داشته باشد شک نباید کرد که یک بار دیگر رکوردشکن فروش گیشه ها بوده و به عنوان پرفروشترین فیلم سال شناخته خواهد شد.
 

همچنين در نظرسنجي شب گذشته برنامه هفت در خصوص دو فيلم "جدايي نادر از سيمين" و "اخراجيها3 " ،فيلم اخراجي ها 3با فاصله‌ي زيادي از رقيب خود مورد استقبال تماشگران قرار گرفت.

برچسب‌ها: اکران فیلم, دانلود فیلم اخراجی ها, فیلم سینمایی, دانلود فیلم, جدید
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

چرا رامبد جوان با موفقیت فیلم سینمایی «اخراجیها» مشکل دارد؟

رامبد جوان که به خاطر ترس از رقابت با «اخراجیها3» فیلم جدیدش را از اکران نوروزی خارج کرد به تازگی ادعا کرده علاقه ای به فروش بالای فیلم ده نمکی ندارد!

شبکه ایران: به تازگی رامبد جوان بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون که طی سالهای اخیر به کارگردانی هم علاقه نشان داده در گفتگویی از این موضوع سخن گفته که ای کاش «جدایی نادر از سیمین» آن قدر بفروشد که دیگر کسی برای تماشای «اخراجیها3» صف نبندد!

شاید اگر این اظهارنظر از سوی یک مخاطب عادی سینما بیان می شد با درنظر گرفتن وجود سلایق مختلف در میان مخاطبان می شد راحتتر با آن کنار آمد اما کسی مثل رامبد جوان که اتفاقا امسال خودش هم یک کمدی به نام «ورود آقایان ممنوع» را ساخته چرا باید چنین احساسی و دور از منطق درباره فیلمی از همکاری دیگر سخن گوید.

حتی اگر حفظ حرمت مسعود ده نمکی کارگردان فیلم را هم نادیده بگیریم سخن رامبد جوان می تواند توهینی باشد به مخاطبانی میلیونی که دو قسمت اول «اخراجیها» را به پرفروش ترین آثار تاریخ سینمای ایران تبدیل کردند و همین مخاطبان هستند که طی چند روز ابتدایی اکران «اخراجیها3» با حضور در سینما علاقه خود را به این سری نشان داده اند.

آقای رامبد جوان اگر دلتان می خواهد با نان قرض دادن به اصغر فرهادی توجه مخاطبان سینما را به خود جلب کرده و از این نمد، کلاهی بسازید ایرادی ندارد اما این مساله دلیلی بر این نیست که یک اثر هنری دیگر را فارغ از کیفیتش زیر سوال ببرید. تازه شما که این همه نسبت به کیفیت آثار حاضر در اکران نوروزی سینمای ایران حساسیت دارید چرا جرات نمی کنید درباره اثر بی کیفیت مثلا فمینیست سینمای ایران یعنی تهمینه میلانی یک کلمه حرف بزنید و این سوال را مطرح نمی کنید که کدام لابیها بودند که باعث شدند اثر درجه چندم خانم میلانی یعنی «یکی از ما دو نفر» که نه داستان مشخصی دارد، نه بازیهای خوبی و نه کارگردانی درستی وارد برنامه اکران نوروزی شود؟

آقای رامبد جوان گویا اقبال گروهی از منتقدان به «ورود آقایان ممنوع» آن قدر شما را در باد غرور فروبرده که این امتیاز را برای خود قائل باشید که راجع به هر کس و هر چیزی هر چه دلتان می خواهد بگوید اما هرگاه توانستید بر این واقعیت تلخ که به خاطر ترس از رقابت با «اخراجیها3» فیلمتان را از برنامه اکران نوروزی خارج کردید سرپوش بگذارید خواهید توانست تراوشات ذهنی غلط خود را چنین بی پروا رسانه ای کنید!


برچسب‌ها: رامبد جوان, ورود آقایان ممنوع, دانلود ورود آقایان ممنوع, سینما
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

قيمت سكه كاهش مي‌يابد

قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89 قيمت سكه كاهش مي‌يابد 28/12/89

رئيس اتحاديه كشوري طلا و سكه ايران با اعلام افزايش قيمت طلا در بازارهاي جهاني و داخلي، از كاهش قيمت سكه طي روزهاي آينده خبر داد.

محمد كشتي آراي در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا با اعلام اين‌كه قيمت هر اونس طلا در بازارهاي جهاني طي روز گذشته به يك هزار 420 دلار رسيده است، اظهار داشت: اعلام قطعنامه سازمان ملل مبني بر حمله نظامي به ليبي و افزايش نگراني ناشي از اين تهاجم در بازارهاي بين‌المللي اصلي‌ترين عامل افزايش قيمت طلا بوده است.

به گفته كشتي آراي، افزايش قيمت طلا و سكه در بازار داخلي، متأثر از افزايش قيمت طلا بوده و طي روزهاي گذشته موج تقاضا در اين بازار به مناسبت سال نو بر ميزان افزايش قيمت طلا و سكه دامن زده است.

وي همچنين از كاهش قيمت سكه بعد از تعطيلات نوروز خبر داد و گفت: با كاهش تقاضا، قيمت اين فلز گرانبها نيز با كاهش مواجه مي‌شود.

كشتي آراي با اعلام اين كه طي يك روز گذشته، قيمت هر سكه تمام بهار آزادي با 3 هزار تومان افزايش به 388 هزار تومان رسيد.

امروز در بازارهاي داخلي، هر نيم سكه 196 هزار تومان، هر ربع سكه 107 هزار و 500 تومان به فروش مي‌رسد.

هر مثقال طلاي 17 عيار نيز 167 هزار تومان و هر مثقال طلاي 18 عيار نيز 176 هزار تومان و هر گرم طلاي 18 عيار نيز 38 هزار 400 تومان به فروش مي‌رسد.

برچسب‌ها: قیمت سکه, قیمت جدید سکه, قیمت طلا, سکه بهار آزادی
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

7سین پزشکان ایرانی درقاره سیاه+تصاویر

در حالی که تمام ایرانیان در تلاش هستند که زمان تحویل سال نو بر سر سفره هفت سین و در کانون گرم خانواده باشند، اما عده ای هستند که با اهدافی مقدس در مکانی دیگر و به دور از خانواده مشغول نجات جان انسان ها هستند.

دکتر سید ناصر عمادی که عضو گروه پزشکان بدون مرز است و چندی پیش نیز سفری به قاره آفریقا برای نجات و کمک به بقای بشریت کرده بود، اکنون نیز به مرکز سیاه پوستان دنیا سفر کرده است.

دکتر عمادی با هماهنگی هایی که با سرویس اجتماعی تابناک شده سفرنامه خود را به صورت اختصاصی برای تابناک ارسال می نماید تا ایرانیان به داشتن چنین انسان هایی که خود را در معرض خطر قرار می دهند تا جان انسان های دیگر را نجات دهند افتخار کنند.

بنابراین گزارش، متن کامل بخش نخست سفرنامه به شرح زیر است:
بنام خدا - آفریقا

آفریقائی ها هم مخلوق خداوند مهربان هستند. چه خوب که آن ها بدانند در بهترین لحظه از سال، پزشکان ایرانی سفره هفت سین سلامتی را دور از کشور و خانواده در کنار آنها پهن کرده است.


 ازآخرین دفعه ای که در آفریقا بودم 7 ماه می گذشت کشور غنا در غرب آفریقا و کشور کنیا در شرق آفریقا پایگاه فعالیت های درمانی و بهداشتی پزشکان بدون مرز ایرانی بود که همیشه آرزو داشتند نیازمندان و بیماران قاره سیاه پیش ازاین که آنها و طبابتشان را بشناسند نام کشورشان و ملت بزرگشان یعنی ایران را بشناسند.

سال 84 در رشته تخصصی بیماری های پوست از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شدم. به مدت یکسال به بم رفته تا در کنار مردم زلزله زده باشم. سپس بعد از تجربه حضور کوتاه مدت در سال 86 در افغانستان و تجربه شیرین طبابت در شهر های کابل و هرات، خدای بزرگ فرصتی برایم فرآهم آورد تا از بهمن 86 الی شهریور 89 در کشورهای کنیا، غنا و زیمبابوه از جانب ملت و کشور اسلامی سفیری برای ارتقاء سلامتی مردم نیازمند آفریقایی باشم.

آنانکه از رفتنم به این قاره سیاه می شنیدند سوالات و رفتارهای متفاوتی داشتند. عده ای حقوق بالا، جمعی کسب شهرت و مقام، کسانی دیدار و آشنایی با کشورهای جدید، افرادی هم آنرا مقدمه ای برای مهاجرت به آمریکا و اروپا و بالاخره عده ای اندک هم آنرا لطف خدا می دانستند که نصیب من شده بود را علت این سفر می دانستند.

از همه مهم‏تر آن که، بیش از همه دوستان و همکاران طبیب ایرانی در شگفت از آن بودند که چه کار زیبایی و پوست سودمندی در این قاره فقیر در وجود انسان های سیاه آفریقایی نهفته می باشد که من از آن همه درآمد در کشورم از لیزر و ژل و تزریق و ویزیت چند هزار تومانی گرفته تا جراحی زیبایی میلیونی که تازه روز به روز افزونتر هم می شد صرفنظر نموده و به مکانی عزیمت نمودم که نه تنها درآمدی در آن نیست بلکه امنیت و سلامتی نیز با شیوع بالای بیماری های عفونی در خطر است. 


شهریور 89 بعد از دو سال و نیم همگان دیدند اتفاقی نیفتاد هیچ مقام و ثروتی از این مهاجرت چند ساله برایم بدست نیامد و از آفریقا به کشورم بازگشتم تا در کنار خانواده طبیب مردم کشور خودم باشم.

مجددا شهرهای تهران و مازندران پایگاه طبابتم شدند و بسیار بیمار دیدم. دوستانی که مرا می شناسند می دانند لحظه ای آرام نبودم کنگره های علمی استانی، کمیسیون های پزشکی استان‏ها، نوشتن مقالات، آموزش دانشجویان، انجام طرح‏های تحقیقاتی و مهمتر و بیشتر از همه انجام کارهای لیزر و زیبایی فراوان و سرانجام آن‏که، آنانکه برای اعمال زیبایی پوست آمده بودند حسابی ما را مورد تفقد مالی قرار دادند تا مزه درآمدهای آنچنانی را هم حس کنم.

 اما نشد دلم بی‏قرار بود چون فکر می‏کردم این کاری نیست که با خدا و مولایم آقا امام زمان(عج) شرط کرده بودم لذا تصمیم گرفتم 27 اسفند 89 مجددا به آفریقا برگردم تا سال نو را با اجازه ملت و خانواده ام در کنار بیماران آفریقایی باشم که طی چند ماه اخیر بارها برایم پیغام داده بودند " آقای دکتر کی برمی‏گردید قولتان را فراموش نکنید ما اینجا متخصص پوست نداریم".

شاید وقتی عده ای این جمله را می خوانند خنده ای بر لب آوردند و در دلشان بگویند ای بابا. اما واقعیت این است 2 سوگند را در زندگی ام نمی‏توانم فراموش کنم؛ یکی روز فارغ التحصیلی رشته طب عمومی (شهریور 73) که سوگند نامه ای را با نام خدا آغاز نمودم که خود را در هر زمان و مکان وقف انسان های نیازمند و بیمار نمایم و دومی که برایم مهم‏تر بود  آن‏که در جلسه امتحان تخصصی دستیاری (اسفند 78) ناخودآگاه بدون هیچ اندیشه و ذهنیت قبلی، به امام زمان (عج) عرض کردم آقا اگر می دانید که می توانم دلسوز درد مردم باشم نه جیب خود، مرا موفق کن  وگرنه تا همین طب عمومی برایم بس است و شاید این همان شد که خدا باز هم لطفی نمود تا سفری دیگر را در آغاز سال نو به شرق آفریقا کشور کنیا داشته باشم و می دانستم مردم شهر و استانم بدون پزشک متخصص پوست نخواهند بود.

اما مسلمانان و مسیحیانی در آفریقا هستند که هرگز نمی توانند پزشک متخصص پوستی را برای بیماری واقعا سخت پوستی ملاقات نمایند.

بنابراین روز قبل مسافرت بعد از زیارت قبور شهدا و آرامگاه پدرم در گلستان سید نظام خدمت امام جماعت مسجد جامع شهرمان رسیدم کمی با ایشان درد دل نمودم تا هم از مسجدی که به آن اعتقاد خاصی داشتم و هم از توصیه های امام جماعت کسب انرژی و توان کنم.

خانواده و بخصوص دخترم دلتنگ بود چون این سومین عید پی در پی بوده که در کنارشان نبودم. جالب آنکه به وقت ترک خانه به قصد فرودگاه امام تنها 3 نفر به بدرقه ام آمده بودند شاید دیگر این مسافرتم به آفریقا برایشان عادی شده بود.

فقط دختر کوچکم هلیاسادات نامه ای در پاکت با یک روسری به من داد و گفت نامه ام را در آفریقا بخوان و روسری را هر وقت سرت درد گرفت به سرت ببند تا زود خوب بشی. این شاید به این علت بود که در مسافرت قبلی به غنا مبتلا به مالاریا شدم و بیش از همه از سردرد رنج میب ردم و او فکر می کرد اگر دوباره مالاریا گرفتم با روسری او به سرم از سردرد رها می شوم خوب این هم دنیای مهر و محبت کودکان دختر برای بابا میباشد.

اینکه علاقمند به نوشتن همه جزئیات و زوایای این عزیمت شده ام به درخواست و توصیه مکرر یکی از دوستان نویسنده و مشهور اینجانب بوده که وقتی از خودداری بنده به نوشتن مطالب مطلع شد گفت میدانی. حضرت امیر"ع" فرمودند: دانش و خدمات خود را به نوشتن پایبند کنید زیرا آنچه حفظ شوند بگریزند و آنچه نوشته شود برقرار ماند و ادامه داد مگر نمی خواهی دیگر پزشکان هم بدانند که آنها هم می توانند در هر گوشه ای از این دنیا خدمتگزار و نامی برای کشور و ملت خود باشند.
و این شد تا این بار همه ماجرای سفر خود را به قلم آورم تا بعنوان یک مسلمان شیعه ایرانی بگوییم: «بنی آدم اعضای یک پیکرند   که در آفرینش زیک گوهرند   چو عضوی بدرد آورد روزگار  دگر عضوها را نماند قرار». تا بگوییم ما ایرانی ها با تمدن بزرگ متحول و با اصالت چند هزار ساله باید ثابت کنیم که زندگی ما برای کمک به دیگران است نه کمک به دیگران برای زندگی مان ما ایرانی آمده ایم تا با کارهای بزرگ دلهای دیگران را از هر ملت و نژاد و فرهنگ و مذهب و دینی شاد کنیم. تا به فرمایش مولا علی (ع) که فرموده (ان آثارنا تدول علینا) بگوییم آثار و اعمال ما از دین، مذهب و مرام وملت ما سخن میگوید. و این مراد حاصل نمیشود الا با حضور خالصانه و صادقانه به دور از هر گونه اندشه ناصواب و منفعت طلبانه.

از فرودگاه امام به دوحه پرواز نموده و از دوحه بعد از 6 ساعت پرواز ساعت 7شب وارد فرودگاه نایروبی در کشور کنیا شدم انصافا با اینکه فقط و فقط بعنوان یک پزشک داوطلب ایرانی بدون وابستگی به هیچ نهاد سازمان یا ارگانی رفته بودم استقبال خوبی از دوستان و کسانی که منتظر بودند بعمل آمده بود.

 این استقبال گرم در کشور مقصد بر خلاف بدرقه ای بود که از متولیان و مسئولین ( آنان که از رفتنم آگاه بودند) در کشورم انتظار داشتم. این را از این جهت بیان نمودم که اگر کسانی که بخواهند برای اولین بار چنین حرکت داوطلبانه ای را آغاز نمایند استقبال و آغوش گرم مسئولین در کشور دلگرمی مضاعفی برای آنان در ارائه خدمت بعنوان یک ایرانی مسلمان خواهد بود.

بهرحال از فرودگاه به محل اقامتم (جعفری کلاب) منطقه شیعه نشین که مسجد زیبای آن همواره حال و هوای خاصی دارد شدم و روز بعد(شنبه) توفیق اولین نماز جماعت مغرب را با شیعیان
کنیایی در این مسجد پیدا نمودم.

بعد نماز تعدادی که قبلا توفیق آشنایی را داشتم از مشهد مقدس و امام رضا (ع) می پرسیدند و عده ای هم از ایران و مسائل داخلی و عده ای دیگر هم از بیماری و ناراحتی جسمی خود سخن میگفتند.

پاسخم به ایشان این بود که ملت و کشور ایران با صلابتر از همیشه منتظر زوار و عاشقان امام رضا (ع) میباشد و حضورم در کشور شما بعنوان یک پزشک ایرانی دلیلی بر توان و بضاعت وافر جامعه پزشکی کشورم میباشد.

 فردا(یکشنبه) هم چون روز تعطیل پایان هفته است قرار شده بعد از دیدار با تنی از هموطنان عزیز، عیادتی هم از بیماران کنیایی سابقم که مبتلا به بیماری صعب العلاج بوده اند در خانه شان داشته باشیم تا در آغاز هفته یعنی روز دوشنبه (همزمان با آغاز سال نو) فعالیت های درمانی و آموزشی خود را در بیمارستان مابقی( مرکز درمان بیماران عفونی مبتلا به ایدز، سل، هپاتیت، مالاریا  و.. ) را آغاز نمایم.

پیشاپیش سال نو را به همه هموطنان عزیزم در کشور ایران اسلامی و سایر نقاط دنیا تبریک عرض نموده و به همه هموطنانم قول می دهم تا آنجا که می توانم سفیر و نماینده پرتلاش و آبرومندی برای ملت و کشور عزیزم ایران باشم و مرا از دعای خیر خود فراموش نکنند.

دکتر سید ناصر عمادی – متخصص پوست naseremad@yahoo.com  
شرق آفریقا- کنیا- نایروبی


تصویر کودک و مادر بیمار پیش از درمان

خوشحالی مادر و فرزند کنیایی پس از درمان

برچسب‌ها: پزشک, ایرانی, دکتر, قاره آسیا
+ نوشته شده در  89/12/29ساعت   توسط خانواده سبز  | 

مطالب قدیمی‌تر